آرشیداآرشیدا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

آستاره صبح من,آرشیدا

بازی های تولد تا چهار ماهگی

1393/8/8 0:46
نویسنده : مامان نسیم
262 بازدید
اشتراک گذاری

بزرگترین نیاز کودک گذراندن وقت کافی با والدین است.گاهی یافتن زمان برای صرف در کنار اعضای خانواده می تواند مساله ای مشکل باشد.

یادمان باشد که صرف زمان برای کودکان مهمتر از صرف پول برای آنهاست......

(تقویت بینایی)  یکی از سرگرمی های من و آرشیدا تو دوران یک ماه به بعد دیدن یکسری طرح ها با رنگ قرمز و مشکی بود که روی برگه ₄A کشیده بودم جلوی چشمش میگرفتم  و دخترم تقریبا بعد از چله دقیق نگاه میکرد و هربار ورق میزدم متوجه تغییرات میشد.

(رشد شنوایی –تحریک بینایی) رقص دستمال :آرشیدا عاشق این بازی بود من روسری و پارچه های رنگارنگ و عروسکی رو جلوی چشمش تکون میدادم واو هم دست و پا میزد و ذوق میکرد گاهی  مدت زمانش به ده دقیقه  هم میرسید و آرشیدا خسته نمیشد بسیار بسیار لذت میبرد. حتی زمانی که خودم خسته میشدم این پارچه ها رو جلوی چشمش بالای تختش پهن میکردم و او  همچنان غرق در لذت بود.

(تقویت شنوایی) من علاوه بر تکون دادن جغجغه های مختلف  و آویز موزیکال و عروسکی گاهی ظرف نگهداری قطره چکان های او را پر از حبوبات و غلات مختلف میکردم (هر باریک نمونه) و واسش تکون میدادم زمانی که تونست اشیا رو بدست بگیره ای کارو به خودش محول کردم.این بازی برای تقویت قوه شنیداری مفید است.

(تقویت بساوایی) وقتی آرشیدا از چله خارج شد بغلش میکردم و توی اتاق ها میگشتیم و تو کمد لباس ها میبردم و دستای کوچکش رو روی  بافت ها و سطوح مختلف می کشیدم از چوب. نخی. پنبه. مخمل. پتو. حوله  و اسم هر کدوم رو واسش تکرار میکردم.

هر روز موقع تعویض پوشاک و لباس بدنش رو با روغن ماساژ میدادم  ورزشش میدادم و با پاهاش دوچرخه میزدم  و همزمان براش شعر میخوندم

بوس کنیم بوس کنیم

بچه مونو لوس کنیم

بوس کنیم اون لپاشو

بوس کنیم اون پاهاشو.....

شاد شاد شادم من

خوشحال خوشحالم من

شاد و مهربونم من

واست آواز میخونم

ریزه ریزه ملوسک

داره ده تا عروسک

عروسکای ناز نازی

با دخترم میرن بازی

(رشد عاطفی. شنوایی . لامسه. بینایی)دلبند مادر بزرگتر که شدی هم حدود دو ماه و نیم به بعد روی زانوهام میذاشتم و پامو بالا پایین میبردم و شعر زیر رو برات میخوندم

کلاغ کلاغ کلاغ پر / بلبل توی باغ پر/ بلبل باغ کیه تو هوا؟/ آرشیدا خانم / چی میچینه ؟ آلوچه / برای کی؟/ برای بچه های توی کوچه/ پس برا من کو؟ پیشی خورده/ اگه پیشی رو ببینم سر دم شو میچینم.

تو هنوز هم تو سن نه ماهگی از این بازی لذت میبری نازنین مهروی من .

(رشد اجتماعی ) دیگه اینکه فیلم خودت رو میبینی با شنیدن غان و غون  خودت و صدای ما ذوق میکنی و دست و پا میزنی به من نگاه میکنی و دوباره میخندی.

گیجگاهی روی تشک تعویض میگذاشتم و به آرامی میکشیدم و تو هم هاج و واج و البته یه ترس کوچولو اطراف و نگاه میکنی.

(تقویت بویایی) گاهی ظرف مخصوص نعنا . جعفری. دارچین.برگ درخت لیمو.. ..جلوی بینی کوچکت میگرفتم تا بو کنی و اسم هر کدومو تکرار میکردم.هیپنوتیزم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)